خانه سرگرمی جوک و طنز خنده دار جوک و طنز خنده دار جدید

جوک و طنز خنده دار جدید

10 ثانیه خوانده شده
18
جوک خنده دار جدید

لیستی از بهترین جوک های خنده دار جدید را در ادامه مشاهده کنید .

( این صفحه با جوک های جدید بروزرسانی می شود . )

لیست جوک های خنده دار جدید :

[۱]

معلم به پدر بچه زنگ میزنه می گه بیا مدرسه

روز بعد پدر میاد مدرسه میپرسه چی شده ؟

معلم میگه بچه شما خیلی خنگ هستش .!

پدر میگه یعنی چی ؟

معلم میگه الان بیشتر توضیح می دم

جلوی پدر به بچه میگه برو ببین بابات تو حیاط مدرسه هستش ؟

بچه میره بعد از چند دقیقه میاد میگه نه خانم معلم بابام تو حیاط نبود .!

بعدش معلم میگه برو ببین شاید تو دفتر مدیر باشه .

بچه دوباره میره و بعد از چند دقیقه میاد میگه نه معلم اونجا هم نبود

معلم به پدر میگه ببینید خودتون قضاوت کنید .!

پدر در جواب میگه شاید رفتم مرخصی! راست میگه بچه ام

 

[۲]

دختره هیکل خودش شبیه تانک می مونه اومده تو اینستاگرام نوشته “دختر باید نقاشی خدا باشه نه کاردستی جراح”

حالا شما یه فرصت به جراح بده گلم مگه چی میشه

 

[۳]

بابام بهم گفت گوشیتو بذار بالا سرت ساعت ۶ زنگ بخوره بیدارمون کنه .

بهش گفتم خودت چرا نمیذاری بالا سرت ؟ گفتش سرطان زا هستش .

بعد از  این اطمینان پیدا کردم بچه سر راهی هستم .

بعدش چند تا پرورشگاه رفتم گفتن چهره ات خیلی آشنا هستش .!

 

[۴]

دانش آموز : معلم اجازه هست یک سوال دارم ؟

معلم : بله عزیزم

بچه : ممکن هست شخصی رو برای کاری که انجام نداده باشه تنبیه اش کنن؟

معلم : نه

بچه : معلم پس من مشقامو انجام ندادم .

 

[۵]

تلفن خونه زنگ زد برداشتمش به جای اینکه بگم الو بله , گفتم بلو اله

یارو هم قاطی کرد گفتش سلو الام

 

[۶]

وصیت نامه غضنفر :

من از شب اول قبر میترسم اگر میشه شب دوم خاکم کنید

به جای کافور اگر میشه بهم حشره کش بزنید تا حشره ها منو نخورند

یه کفن دست دوم ام برام بگیرید فکر کنند ازم سوال کردند .

بر میگردم به یارانه هامم یه وقت دست نزنید .

 

[۷]

 ﻫﯿﺰﻡ ﺷﮑن فقیری مشغول کار بود که ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺗﺒﺮﺵ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ رودخانه ﺍﻓﺘﺎﺩ مرد فقیر خیلی غمگین شد

ﺩﺭ ﻫمین زمان ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ پدیدار شد و گفت چرا غمگینی ؟

ﻣﺮﺩ برایش اتفاقی که افتاد را توضیح داد ، ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺑﻪ ﺩﺍﺧﻞ رودخانه رفت ﻭ بعد از مدتی یک ﺗﺒﺮ از جنس ﻣس برایش آﻭﺭﺩ به مرد ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻨﻪ ؟

مرد در جواب گفت ﻧﻪ

ﻓﺮﺷﺘﻪ دوباره به رودخانه ﺭﻓﺖ ﻭ یک تبر از جنس نقره آورد گفت اینه ؟

ﻣﺮﺩ بازم گفت نه !

ﻓﺮﺷﺘﻪ باز ﺭﻓﺖ و یک تبر از جنس طلا آورد و ﮔﻔﺖ ﺍﯾﻨﻪ ؟

جواب مرد فقیر بازم خیر بود !

ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺭﻓﺖ ﻭ اینبار ﺗﺒﺮ ﻣﺮﺩ را آﻭﺭﺩ، ﻣﺮﺩ خیلی ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺷﺪ و ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﺯ ﺻﺪﺍﻗﺖ ﻣﺮﺩ ﺧﻮﺷﺶ آﻣﺪ ﻭ ﻫﺮ ﺳﻪ ﺗﺒﺮ را بهش ﺩﺍﺩ!

چند روز بعد مرد فقیر با همسرش به کنار همان رودخانه رفت و اینبار ناگهان همسرش به رودخانه افتاد .! مرد این دفعه بسیار غمگین تر از قبل شد .

فرشته دوباره پدیدار شد و پرسید چرا ناراحتی ؟

مرد اتفاق جدید را برایش توضیح داد …

ﻓﺮﺷﺘﻪ دوباره به داخل رودخانه رفت ﻭ ﺑﺎ ملکه زیبایی سال ۲۰۱۹ ﺑازشگت !! قصد داشت دوباره ﻣﺮﺩ را ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ کند و گفت ﺍﯾﻦ ﻫﻤﺴﺮت هستش ؟

مرد در جواب گفت بله

فرشته با ناراحتی گفت چرا دروغ می گویی ؟

ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ ﺍﮔر ﺑﺎﺯ ﺑﺎ ﺗﻮ ﺻﺎﺩقانه ﺑرخورد می کردم ﻫﺮ ﺳﻪ خانم را ﺑﻪ ﻣﻦ ﻣﯿﺪﺍﺩﯼ , ﻣﻦ خرج آن ها را نمی توانستم بدهم ! ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﺯ ﻓﮑﺮ ﺍﻗﺘﺼﺎﺩﯼ ﻣﺮﺩ ﺧﻮشش آمد

ﺑﻪ ﻣﺮﺩ ﮔﻔﺖ آفرین! ﺍﻫﻞ ﮐجا هستی ؟ ﺍنقدر زرنگ هستی؟

مرد در جواب گفت ایران

ﻓﺮﺷﺘﻪ بسیار غمگین ﺍﺷﮏ ﺗﻮ ﭼﺸم هاش ﺟﻤﻊ ﺷﺪ و ﮔﻔﺖ: یارانه هارو کی میدن ؟

مرد گفت آخر هر ماه البته ساعت ۲۴ شب…

 

[۸]

‏بچه‌ هه توی اتوبوس گریه می کرد هی می گفت من کلوچه میخوام

مادرش گفت الان کلوچه من برای تو از کجا بیارم ؟

منم از تو کوله پشتیم یه کولوچه در آوردم جلوشون خوردم تا بچه هه بیشتر گریه کن

 

[۹]

‏ آدم ۴۰۰۰ تا بشقاب بشوره، اما بعدش گیر یه دونه قابلامه سوخته نیفته

این جوک رو از گروه مردان زن ذلیل برداشتم !

 

[۱۰]

در کشور ایران ۵ چیز بازگشت ندارد :

۱ – عمر

۲ – جوونی

۳ – فندکی که به رفیقت دادی

۴ – فامیلی که از شهرستان داره میاد خونتون

۵ – و کارمندی که رفته به ناهار و بعدش نماز

بارگذاری بیشتر در جوک و طنز خنده دار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *